1234

قبل بعدي

کفویت زوجین و همسر لایق

در بسیاری از ابواب فقه اسلامی و نیز در تدوین قوانین حقوقی، توجه به هم شأن و هم مرتبه بودن زوجین، در مورد زندگی خانوادگی و اجتماعی، مورد ملاحظه قرار گرفته و بر آن، آثار فقهی و قانونی مهمی مترتب شده است. این مهم ما را بر آن داشت تا با جستجو در آیات و روایات و قواعد و قوانین اجتماعی، این موضوع را واکاوی نموده به بررسی چیستی و چگونگی کفویت بپردازیم و این مبحث را به صورت روان در خدمت جوانانی که خواهان انتخاب همسر هستند و نیز والدینی که در پی یافتن زوجی مناسب برای فرزند جوان خود هستند، قرار دهیم تا با دیدگانی بازتر به سوی این امر گام نهند و انشاءالله به نتایج موفقیت آمیزی دست یابند.

 مباحث قابل ارائه در این مقاله عبارتند از: کفویت در لغت و اصطلاح، کفویت به عنوان مشخصات زوج مناسب، کفویت شرط صحت یا لزوم عقد؟، عناصر کفائت در نکاح، جایگاه شرط کفائت، دو ویژگی بنیادین در انتخاب همسر، صفات نیک مردان لایق همسری، صفات نیک زنان لایق همسری، ملاک های ناروا در گزینش همسر و...

 مقدمه

همتایی در ازدواج، امری نسبی است و همگان به یک میزان، از معیارهای کفویت برخوردار نیستند. و البته لازم است در نگاه به ملاک ها، اولویت و مرتبه بندی لازم در نظر گرفته شود. به طور کلی نکته ای که هیچ گاه نباید در گزینش همسر فراموش کرد، دو معیار فاخر ایمان و اخلاق است، (که در خلال بحث مفصلاً به آن خواهیم پرداخت.) که به تناسب دارایی و بهره افراد از این دو، آثار بس گران‌قدری شکوفا می شود، اما برخی ملاک های دیگر قابلیت آن را دارند که در مقام گزینش و ملاحظه اولویت ها، از آن ها صرف نظر شود؛ از این رو، اگر فرد مورد نظر، از این ملاک های مطلق و پایه، برخوردار بود، مناسب نیست که اصل ازدواج را به دلیل فراهم نبودن شرایط همانندی دیگر، ترک نماید؛ به همین دلیل با وجود اینکه همسران پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و ائمه هدی (علیهم السلام) [به جز امام علی (علیه السلام)] همتا و کفو آن ها نبودند، این امر باعث نشد که ایشان از ازدواج با آن ها خودداری کنند. امام رضا (علیه السلام) در این باره می فرمایند: «اگر ما می خواستیم اعضای خانواده خود را به افرادی که کاملاً همتا و هم شأن ما باشند، همسر دهیم، بدون همسر می ماندند...» (1)

کفویت در لغت و اصطلاح

الفاظ: کفو، کفاء، کفوء، کفائت در بر دارنده این معانی است: «همتا، هم زی، هم جنس، هم نسب، هم شأن، هم سنگ، هم دوش، برابر و همسر.» (2)

خلیل ابن احمد، کفو را به معنای همانندی دانسته است. (3) و همچنین سید حسن مصطفوی، صاحب کتاب شریف «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم» حاصل تحقیق در ریشه معنای کفو را مماثلت در صفات و خصوصیات می داند. (4)

اصطلاح کفائت، از جمله عناوین عرفی و اجتماعی به کار رفته در فقه اسلامی است که نمایانگر بار ارزشی و توجه به جنبه های اخلاقی و زیرساخت های اعتقادی در یک فرهنگ عمومی می باشد، به طوری که نمی توان بدون عنایت به این باورهای اخلاقی و ساختارهای فرهنگی، تعریفی از آن ارائه نمود و یا اثری قانونی بر آن مترتب دانست. به عبارت دیگر مؤلفه های تحقیق بخش کفائت، تحت تأثیر مستقیم نوع نگرش فرد یا جامعه به هدف زندگی و حقیقت وجودی آدمی تغییر می پذیرد و بازتابی از سمت و سوی جهان بینی او و در بر دارنده دیدگاه اخلاقی وی می-باشد. در پاره ای از مواردِ استعمال آن نیز، شارع مقدس با دید جامع و اشراف کامل و همه سو نگر خود، به تضییق یا توسعه در مفهوم عرفی آن و ایجاد معنای اصطلاحی برای آن پرداخته است.

با این وجود، عالمان مسلمان، بحث از کفویت را کمتر در علم اخلاق مطرح کرده و برای آن بابی گشوده اند، و به جهت تأثیرگذاری این عنوان در فقه، به ویژه باب نکاح در لابلای مباحث فقهی، مطرح نموده اند. هر چند کفائت و مشتقات آن در فقه اسلامی متناسب با مفهوم لغوی آن به کار رفته، اما پیدایش اصطلاحات گوناگون در ابواب فقهی، انتظار تعریف واحدی از کفائت را ناممکن می نمایاند. نکته قابل ذکر در اینجا آن است که اخلاقی بودن آموزه های دینی در اسلام، یکی از رمزهای اساسی ماندگاری آن به شار می رود. ارتباط ناگُسستنی سه بخش دین؛ یعنی «اعتقادات» و «اخلاق» و «احکام» با یکدیگر در متون اسلامی، به ویژه قرآن مجید، کاملاً مشهود است؛ به طوری که تفکیک هر یک از دیگری باعث تجزیه دین می گردد، ضمن آن که تتمیم مکارم اخلاق از اهداف بعثت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) معرفی شده است. (5)

کفویت به عنوان مشخصات زوج مناسب

شرع مقدس در این معنا از کفائت، یعنی ویژگی های همسر مناسب، به بیان ملاک هایی می پردازد که وجود آن ها در افراد، موجب اطلاق واژه «زوج مناسب» یا «هم کفو» می گردد. مفهوم «کفو»، امری نسبی و دارای مراتب متعددی است؛ بنابراین باید همتایی دو نفر در جمع بندی همه ملاک ها و با اولویت ارزشی آن ها در نظر گرفته شود. هدف کفائتِ به این معنا، فقط بیان این امر است که برای انتخاب همسر مطلوب، چه ملاک هایی را باید مورد توجه قرار داد تا در پرتو آن، سلامت، صیانت و آرام بخشی محیط خانواده تضمین گردد و موجبات بروز ناملایمات، تنش ها و مشکلات گوناگون فراهم نشود و کانون خانواده، که بستر مهر، عاطفه و گرمی است، به سردی، خصومت و کینه، واژگون نگردد. (6)

کفویت، شرط صحت یا لزوم عقد؟

تمامی فقهای امامیه، کفویت و همتایی زوجین را در عقد نکاح، معتبر دانسته و بر آن اتفاق نظر دارند. برای آن یا باب مستقلی گشوده اند، یا در بین اسباب تحریم عقد، از آن بحث کرده اند، یا آن را در لواحق بحث عقد آورده اند، و یا ضمن مسائل، مطرح کرده اند. هر چند اشتراط کفویت نزد همگان اجماعی است، ولی فقهاء در دو جهت بحث اختلاف نظر دارند: اولا،ً در تعیین اموری که به عنوان شرط عقد نکاح، زوجین باید در آن ها مماثلت و برابری داشته باشند؛ ثانیاً، درباره ماهیت هر یک از این امور است، که آیا به عنوان شرط صحت، مطرح اند یا به عنوان شرط لزوم. پس در این گفتار، ابتدا به بررسی عناصر مطرح در کفائت، به عنوان شرط عقد ازدواج پرداخته، سپس نوع شرایط گفته شده را از نظر صحت یا لزوم آن، توضیح می دهیم.

عناصر کفائت در نکاح

محقق حلی می فرماید: کفائت شرط در نکاح است و منظور آن است که هر دو مسلمان باشند و اما علاوه بر آن، آیا ایمان هم در زوجین معتبر است یا نه؟ در این باره، دو گونه روایت وجود دارد، اما روایتی که تساوی در اسلام را کافی دانسته، رجحان دارد؛ هر چند مستحب مؤکد است که هر دو، مؤمن هم باشند و تأکید این استحباب در جانب زوجه، مضاعف است؛ زیرا زن از دین شوهر خود تأثیرپذیر است. بله، ازدواج با ناصبی؛ یعنی کسی که اظهار دشمنی با اهل بیت (علیهم السلام) دارد، باطل است؛ چون بطلان این عقیده در دین اسلام، معلوم است. و آیا تمکّن از نفقه نیز در اعتبار کفویت، معتبر است؟ در این باره دو قول مطرح است که به نظر ما وجود این شرط نیز در تحقق کفائت لازم نمی باشد. اکنون جداگانه و به تفصیل، شرایط کفائت در تحقق عقد نکاح را بررسی می کنیم:

* اسلام

در اینجا «اسلام» به معنای اظهار شهادتین می باشد که بر آن، احکام فقهی مسلمانی بار می شود. «غیر مسلمان»، هم بر کافر کتابی و هم کافر غیر کتابی اطلاق می شود. (7) آرای اتفاقی فقهای اسلام در مورد شرطیت اسلام بدین صورت است که: عدم غیر مسلمان بودن زوجین، به معنای کافر غیر کتابی، شرط مورد اتفاق بین فقهاء در صحت عقد نکاح است؛ چنان که بر این اجماع و اتفاق نظر، در کتب فقهی تصریح شده است؛ بنابراین، اگر یکی از زوجین، کافر غیر کتابی باشد، نکاح باطل است. اما در مورد اهل کتاب، نیز به اتفاق فقهاء، نکاح زن مسلمان با کافر کتابی، به طور مطلق، حرام است؛ چه در نکاح دائم و یا نکاح موقت. (8)

* ایمان

از آنجا که «ایمان»، معنای اصطلاحی واحدی نزد فقیهان ندارد و نیز قائلان به اشتراط ایمان در صحت عقد، به روایات مربوط به کفائت تمسک جسته اند، بنابراین بحث از ایمان، هر چند به نحو اجمال، مطلوب این نوشتار خواهد بود. ما در اینجا، جایگاه «ایمان» را در کتب فقهی بیان می-کنیم.

در میان قدمای فقهای امامیه، آن ها که شرط ایمان را مطرح کرده اند، برخی غیر از شرط اسلام، تصریح به ایمان هم نموده اند؛ مانند علامه حلی و فرزند وی، فخرالمحققین، آنجا که می فرمایند: آن کفوی که در نکاح معتبر است، مراد تساوی در اسلام و ایمان است، و ازدواج مسلمان با غیر مسلمان صحیح نیست. (9) و عده ای تنها به ذکر ایمان بسنده کرده اند؛ مانند شیخ طوسی در سه کتاب مبسوط، خلاف و نهایه که با عبارت مشترکی می فرماید: کفویت معتبر نکاح در نزد ما شیعیان، ایمان و امکان پرداخت نفقه است. (10) و برخی مانند سید مرتضی به جای هر دو قید، از عنوان «دین» استفاده نموده و آورده اند: کفائت، معتبر در دین است. (11)

در میان آیاتی که بین ایمان و اسلام تجمیع نموده است، صریح ترین تفاوت، در آیه 14 سوره «حجرات» وجود دارد: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ عرب هاى باديه‏نشين گفتند: «ايمان آورده‏ايم» بگو: «شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنيد، چيزى از پاداش کارهاى شما را فروگذار نمى‏کند، خداوند، آمرزنده مهربان است.»

اما در آیات دیگری که هر دو عنوان، نزدیک به هم آمده یا صراحتی در اصل تفاوت وجود ندارد؛ مانند دو آیه متوالی 35 و 36 سوره «ذاریات»: «فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِينَ؛ ما مؤمنانى را که در آن شهرها(ى قوم لوط) زندگى مى‏کردند (قبل از نزول عذاب) خارج کرديم، ولى جز يک خانواده با ايمان در تمام آن‌ها نيافتيم!» لذا برخی مانند طبرسی قائل به وحدت اسلام و ایمان شده اند. (12) و یا نوع تفاوت میان آن ها ظاهر نیست؛ مانند آیه 69 از سوره «زخرف»: «الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَ كَانُوا مُسْلِمِينَ؛ همان کسانى که به آيات ما ايمان آوردند و تسليم بودند.» و نیز آیه 5 سوره «تحریم»: «عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَ أَبْكَارًا؛ اميد است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت کننده، زنانى غیر باکره و باکره!»

جایگاه شرط کفائت (13)

1. شرط لزوم و صحت: منظور از «شرط صحت»، همان طور که معنی لفظ، گویای آن می باشد، عبارت است از: شرطی که وجود آن مصحح عقد خواهد بود و عدم آن، مبطل؛ و منظور از «شرط لزوم» عبارت است از: شرطی که فقدان آن باعث بطلان عقد نمی شود، اما برقراری و پایداری عقد، وابسته به وجود آن است و در صورت فقدان این شرط، طرف مقابل حق فسخ و بر هم زدن عقد را خواهد داشت.

2. شرط صحت بودن اسلام: تمام فقهای اسلام، چه شیعی و چه سنی، اسلام را از شرایط صحت عقد می دانند، اما نسبت به سایر شرایط مذکور، در میان فقهای شیعی این بحث قابل بررسی است که: آیا در اشتراط آن، نظر به لزوم عقد دارند یا صحت آن.

3. عدم اشتراط قید ایمان: پیش تر در این باره گذشت که شرطیت ایمان در عقد نکاح، به صواب نزدیک تر می باشد؛ هر چند رعایت احتیاط در جانب ازدواج زن مؤمن با مرد غیر مؤمن اکیداً توصیه می شود، اما بنا بر اشتراط، قید «ایمان» دخالت در صحت عقد دارد، لکن برخی از فقهاء احتمال داده اند، مراد کسانی که ایمان را در کفائت معتبر دانسته اند، به لحاظ تسلط زوجین بر فسخ باشد؛ یعنی ایمان، فی نفسه شرط نیست، اما اگر زن یا مرد در حال عقد نمی دانستند که دیگری مؤمن نیست، حق فسخ عقد نکاح را دارند و بدین معنا، ایمان درباره زوجین معتبر است. (14)

دو ویژگی بنیادین در انتخاب همسر

از روایت ائمه معصومین (علیهم السلام) می توان به روشنی دریافت که ایمان و خُلق نیکو، دو گوهر اصیل در انتخاب همسر آینده خواهد بود؛ حتی محوریت این دو خصلت نسبت به سایر اوصاف، مورد تصریح ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد. حضرت امام جواد (علیه السلام) در مکاتبه‌ای، به سندهای متعدد از حضرت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل می کنند: «کسی که از اخلاق و دین او راضی هستید، اگر به خواستگاری شما آمد، به او پاسخ مثبت دهید، وگرنه در زمین، فتنه و فساد بزرگی رخ می دهد.» (15) این دو عنصر طلایی، صاحب خود را ارزشی بس پُربها می دهد و پرتو تابناک آن بر سایر اوصاف سایه افکنده و جلوه گری می نماید و بستر بسیار مناسبی در نیل به اهداف زندگی آرمانی زوجین، فراهم می آورد.

واقعیت ایمان، حق پذیر بودن و تسلیم حق شدن، پس از شنیدن و دریافت حق می باشد. روحیه طغیان گری در برابر حق، جبهه گیری در مقابل آن و یا بی تفاوتی نسبت به آن، وجود آدمی را بی روح و فاقد معنا و زندگی را سرد و بی ثبات می گرداند. دین مدار بودن، دُرّی است که صدف پیکر آدمی را جلوه ای پُرنور و نشاط و باطن را لطیف و پُرصلابت خواهد نمود و شجره مبارکه ای است که از آن، ثمرات فراوانی به بار خواهد نشست؛ از جمله: نجابت و اصالت، عفت و غیرت، حیا و حجاب (پوشش مناسب زن و مرد) و...

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «همتا و هم شأن، به این است که فرد، پاک دامن باشد و زندگیِ با او، همراه با آسایش باشد.» (16) در واقع این روایت، دو ثمره با ارزش و شیرین ایمان را به عنوان راز همتایی معرفی می فرماید. امام باقر (علیه السلام) در روایت دیگری می فرمایند: «مردی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) رسید و از ایشان درباره ازدواج، مشورت خواست. حضرت به او فرمودند: ازدواج کن و حتماً همسری متدیّن در نظرت باشد، و برای وی دعا نمودند.» (17) و نیز کسی از محضر رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) سؤال نمود: با چه کسی ازدواج کنم؟ فرمودند: «با هم کفوها»! و پرسید: آن ها چه کسانی هستند؟ حضرت، دو بار فرمودند: «مؤمنان، برخی هم کفو یکدیگرند.» (18)

اخلاق پسندیده نیز گوهر ارزشمندی است که آرامش، گرمی و فروغ خانواده، بدون آن ناممکن می نماید. حسین بن بشار واسطی می گوید: در نامه ای به محضر مبارک حضرت امام رضا (علیه السلام) نوشتم: مردی از خویشاوندانم به خواستگاری دخترم آمده که سوء خُلق دارد؛ دخترم را به او بدهم یا نه؟ امام (علیه السلام) در جواب نوشتند: «اگر بد اخلاق است، دخترت را به او مده!» (19) هم چنین امام صادق (علیه السلام) فرمود: «چیره ترین دشمنان برای مؤمن، همسرِ بد اخلاق است.» (20) و نیز فرمودند: «بهترین زنان شما کسی است که چون خشم کند و یا به خشمش آورند، به شوی خود گوید: دستم در دست تو؛ دیدگانم به خواب نمی رسد تا اینکه از من راضی شوی.» (21)

زمخشری در «ربیع الابرار»، روایات متعددی را از امیر المؤمنان (علیه السلام) درباره صفت پُر ارج «خُلق نیکو» آورده است؛ از رسول خدا (صلی الله-علیه وآله وسلم) سؤال شد: به چه وسیله، انسان های بسیاری می توانند به بهشت وارد شوند؟ حضرت فرمودند: «با تقوای الهی و حسن خُلق.» و نیز رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «برترین انسان ها از نظر ایمان، خوش خُلق ترین آن هاست و خوش خوی ترین شما کسی است که با خانواده اش، نرم خوتر و پُرملاطفت باشد و من بر خانواده ام در این امر، از همه شما پیشی گرفته ام.» (22)

برای تشخیص اخلاق پسندیده از ناپسند، عقل و شرع، دو راهنمای لازم و کافی می باشند؛ از این رو، معیار فضایل و رذایل اخلاقی، به نگرش دین مقدس اسلام به انسان و هدف از آفرینش او بستگی دارد. شایان ذکر است، برای کسی که با قرآن و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) آشنایی نسبی دارد، پُرواضح است که درک ظرافت های عمیق و فهم لطایف اخلاق کاربردی، جز در سایه مطالعه و تفکر در آثار حیات بخش آن، میسر نخواهد شد.

صفات نیک مردان لایق همسری

1. اقتدار و مدیریت: امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «مردی که امور زندگی اش را زنی اداره کند، از رحمت خداوند دور خواهد بود.» (23) هم-چنین امام صادق (علیه السلام)، سرپرستی مرد بر خانواده خود را، یکی از نشانه های خوش بختی او می داند. (24) این نکته قابل توجه است که مؤلفه مورد نظر، برآیندی دو سویه با کفویت دارد؛ یعنی همان طور که مدیریت صحیح می تواند در برقراری کفویت مؤثر باشد، هم شأنی بین زوجین نیز عامل نظام مندی در ایجاد مدیریتی پایدار خواهد بود.

2. توان گری و تلاش در کسب معاش: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هم کفوی و هم سانی آن است که مرد، عفیف و پاک دامن باشد و توانایی مخارج خانواده را داشته باشد.» (25) امام رضا (علیه السلام) نیز پاداش کسی که در طلب (روزی و) فضل الهی می رود، تا خانواده اش را کفایت کند، از مجاهد در راه خدا بیشتر دانسته اند. (26) هم چنین امام صادق (علیه السلام)، دنبال مادیات رفتن برای رسیدگی و گشایش نسبت به خود، زن و فرزند را از مصادیق طلب آخرت دانسته اند. (27)

3. گشاده دستی و پرهیز از بخل: پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) سخاوتمندی و دستِ باز داشتن برای خانواده را از ویژگی های برترین مردان شمرده است. (28) امام سجاد (علیه السلام) در این باره می فرمایند: «پسندیده ترین شما نزد خداوند، کسانی هستند که از هر طرف بر عیالات خود ریزش دارند.» (29)

4. روابط نامناسب والدین: این معیار، توصیه عمومی و رعایت آن برای همه لازم است؛ البته برای سرپرست خانواده اهمیت بیشتری دارد. بدیهی است، کسی که نتواند والدین خود را، که بالاترین خدمت و فداکاری را در حق او انجام داده اند، خشنود سازد، در برقراری رابطه با همسر و فرزندان، نیز مشکل خواهد داشت.

5. ازدیاد حبّ و اظهار دوستی و محبت به زن: در روایات از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «بنده خدا (در زندگی خانوادگی خود)، هر چه محبتش نسبت به خویش، بیشتر شود، برتری ایمانش افزوده می گردد.» (30) رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز می فرمایند: «سخن مرد که به همسر خود بگوید: «من تو را دوست دارد»، هرگز از قلب او بیرون نمی رود.» (31)

6. صیانت از زن، مواظبت و محافظت از او و مدارا با او: «امیر مؤمنان علی (علیه السلام)، ضمن سفارش رعایت حقوق زنان، برای تأکید بیشتر در این باره می فرمایند: «آخرین سخنی که پیامبرتان در این دنیا فرمودند، سفارش در مورد زنان و مدارای با آن ها در ناتوانی ها و کوتاهی ها بود.» (32)

صفات نیک زنان لایق همسری

زن در نظام خانواده، نقش محوری و بی بدیلی دارد. ارزش جایگاه او در زندگی، بسیار خطیر بوده و قابل اندازه گیری نیست. محوریت و تأثیرگذاری او، مانند ریسمانی است که به گردن همسر انداخته و قادر است جهت حرکت و روش او را در اختیار گیرد؛ پس مرد باید به درستی بنگرد که گردن گیر چه کسی خواهد شد. زن خوب و صالحه، با امور مادی قابل قیاس نیست و زن بد و ناشایسته از خاک هم پست تر و بی مقدارتر است. (33) قرآن مجید، راز زوجیت را رسیدن زن و مرد به «آرامش» معرفی کرده است: «وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ و از نشانه‏هاى او اينکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد.» (34) و اصالت در ایجاد این آرامش را به زن داده و او را در این امر روانی، اصل دانسته و مرد را مجذوب مهر زن معرفی کرده است. هم چنین حقیقت هر دو را یک گوهر دانسته و قائل به هیچ امتیازی بین آن ها، از لحاظ مبدأ قابلی نشده است: «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا؛ او خدايى است که (همه) شما را از يک فرد آفريد؛ و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بياسايد.» (35) ضمیر مذکر «لِيَسْكُنَ» به مرد بر می گردد؛ یعنی مرد بدون آفرینش زن، سکینت و آرامش ندارد و نیاز من به انیس است و مرجع ضمیر مؤنث «إِلَيْهَا»، نفس واحده یست، بلکه به زوجه بر می گردد؛ یعنی زن. (36)

علاوه بر این، می توان گفت: مقام والای زن است که پایه گذار قانون ارحام، صله رحم، محرمیت و نظائر آن است؛ بنابراین، مهره اصلی خانواده و رحامت را زن بر عهده دارد، گرچه مرد، مسئول کارهای اجرایی، تأمین هزینه های زندگی و مانند آن است. از این رهگذر، قرآن کریم، ضمن توصیه انسان به گرامی داشت پدر و مادر، زحمات مادر را در مورد زایمان و شیر دادن (که منشأ اصلی آن ها رحم است)، یادآور می شود:

«وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ؛ ما به انسان توصيه کرديم که به پدر و مادرش نيکى کند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى‏کند و با ناراحتى بر زمين مى‏گذارد؛ و دوران حمل و از شير باز گرفتنش سى ماه است؛ تا زمانى که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد مى‏گويد: «پروردگارا! مرا توفيق ده تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و کار شايسته‏اى انجام دهم که از آن خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوى تو بازمى‏گردم و توبه مى‏کنم، و من از مسلمانانم!» (37)

«وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ؛ و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کرديم؛ مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل کرد (به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه‏اى را متحمّل مى‏شد)، و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد؛ (آرى به او توصيه کردم) که براى من و براى پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت (همه شما) به سوى من است!» (38)

هم چنین امام سجاد (علیه السلام) در «رساله حقوق»، لزوم رعایت حق ارحام را به مقدار پیوستگی و قرابت نسبت به رحم، بیان فرموده اند و اولین حق را در نظام خانوادگی، به مادر داده اند. (39) نقش زن، نه تنها ایجاد رابطه رحامت بین اعضای نسبی یک خانواده است، بلکه سهم او در ایجاد پیوند رحمی بین وابستگان سببی نیز قابل انکار نیست؛ زیرا در اسلام، وابستگان سببی هم مانند پیوستگان نسبی، از رحامت خاصی برخوردارند و قانون مصاهره، مقررات فراوانی را به همراه دارد؛ یعنی زن ابتدا مرد را جذب کرده و رأفت و عطوفت را در او می دمد، سپس به کمک همان عنصر آرام و فرد رئوفِ مطمئن شده، خانواده آرام و ارحام مهربان شده را تشکیل می دهد. حال، صفات نیک زنان لایق همسری:

1. باروری و خوش زایی: با پذیرش آنچه درباره جایگاه زن در خانواده از نظر گذشت، معلوم خواهد شد، اصالت خانواده به عهده زن است و پایه اصیل تأسیس حوزه رحامت و تشکیل حکومت مهر و رأفت، همانا زن خواهد بود، چرا که اولا،ً مرد اجنبی را رَحِم می کند؛ ثانیاً، با تکثیر نسل، دو خانواده را در اثر مصاهره به هم مرتبط می نماید؛ ثالثاً، در اثر رضاع (شیر دادن)، افراد بیگانه را محرم نموده و پیوند رضاعی را چون پیوند مصاهره، به رابطه رحامت نزدیک می نماید. به همین دلیل، وجه باروری و خوش زایی بانوان، به عنوان یک ملاک برتر در انتخاب همسر، معرفی می شود. رسول گرامی اسلام می فرمایند: «از جمله برترین زنان شما، بانویی است که پُر فرزند و مهربان ... باشد.» (40) در مقام سنجش آن با زیبایی و جمال، فرموده اند: «بدانید که زن زشت رویی که زایا باشد، نزد من محبوب تر است از خوش سیمایی نازا.» (41)

2. اقتصاد و قناعت: میانه روی در هزینه و مصرف، بنیان اساسی آسایش و ماندگاری در زندگی است. پرهیز از اسراف، توصیه عمومی است که البته نمود هنجارشکن آن در محیط خانوادگی، اسراف و بی مبالاتی در حفظ اموال توسط زن در خانه می باشد، که به شکل تضییع، مصرف بیش از حدّ و خارج از شأن، صرف چیزی که نیاز به آن نیست و تبذیر، اتلاف و پراکنده کردن مال بدون جهت و فایده، بروز پیدا می کند. در روایات اهل بیت (علیهم السلام) علاوه بر نهی اکید از این گونه مصرف ها در زندگی، ویژگی «خفیف المؤونه» بودن برای زن، نیک و ارزشمند معرفی شده است؛ به عبارت دیگر، کم خرج بودن زن، یکی دیگر از صفات پسندیده همسری است. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «از برکت زن، کم خرج بودن اوست و به راحتی از حمل فارغ شدن و از ناخجستگی او، پُر خرجی و سخت زادن او یا عقیم بودن اوست.» (42)

3. پایین بودن مقدار مهریه: کمی مهریه نیز در روایات اهل بیت (علیهم السلام)، عامل مبارکی زن است و نامبارکی او، مهریه زیاد معرفی شده است. (43) امام صادق (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل می فرمایند: «برترین زنان امت من، خوش روترین و کم مهرترین ایشان است.» (44)

4. تناسب ظاهری و ویژگی های غیر اکتسابی: اکنون برخی ویژگی های غیر اکتسابی، ظاهری و خَلقی زنان، که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به آن ها توجه شده است را مرور می کنیم: باکره بودن و تزویج در آغاز بلوغ جنسی، (45) نیکویی رو و خوش سیما بودن، (46) قرشی بودن، (47) رنگ مو و میزان رشد آن، (48) سفید رنگ یا گندم گون بودن، (49) کبود چشمی، (50) داشتن اندام مناسب (51) و... حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند: «بهترین زنان شما کسی است که خوش بو باشد، غذای تمیز و پاکیزه بخورد و...» (52) هم چنین امام علی (علیه السلام) توصیه می فرمایند: «زوجه ای اختیار کنید که گندم گون، سیاه چشم، بزرگ سرین و میانه قد باشد و چنان چه نپسندیدید، صداق و مهریه اش بر عهده من!» (53)

ملاک های ناروا در گزینش همسر (54)

در سیره و گفتار حاملان معصوم شریعت اسلامی، بارها بر این تأکید شده که همتایی، در داشتن ایمان است و عامل برتری انسان ها، به نسبت برخورداری از تقوای الهی و پارسایی است. طبق آموزه های رسول گرامی اسلام و خاندان پاک او (علیهم السلام)، اخلاق، آداب و رعایت دستورات دینی و موازین شرعی، همه کاستی های نسب و حسب را پوشش می دهد و در حقیقت، پستی و حقارت را در تبعیت از تعصب های جاهلی و معیارهای بیگانه از فطرت و هدف آفرینش، معرفی نموده و در مورد خود و دیگران، با آن مبارزه و سنت شکنی ها کرده اند. در روایات متعددی این وعید داده شده است که اگر کسی با زنی، تنها به خاطر جمالش ازدواج کند، به آنچه که دوست دارد و آرزو کرده، نمی رسد و زیبایی او وزر و وبالش خواهد شد؛ چنان که اگر فقط به خاطر مال و ثروت، تن به ازدواج دهد، خداوند او را به همان مال واگذار می کند، اما اگر برای دینش و بر اساس معیارهای اسلامی، همسر اختیار کند، خداوند جمال و مال را نیز نصیب او خواهد کرد؛ پس بر شما باد همسری متدیّن! (55)

هم چنین ازدواج به حسب فخرفروشی و ریا، موجب ذلت، پستی و عقاب اُخروی خواهد بود. (56) ازدواج با فاسق، (57) شارب الخمر، (58) مرد نادان و نیز زن نادان و یا دیوانه، (59) با زنی که از غیر او فرزند دارد، (60) با بد اخلاق، (61) و نیز به نظر اکثر فقهای امامیه، ازدواج با غیر شیعه دوازده امامی، مکروه است. هم چنین ازدواج با برخی از قبایل و طوایف مکروه است. این روایات را می توان نوعی تأکید بر همسانی زن و شوهر دانست. تبیین دقیق تر، آن است که این احادیث، به شرایط اجتماعی و فرهنگی مناطق فوق، اشاره دارد که اخلاق و رفتارهای نامناسبی را پرورش می دهند؛ در غیر این صورت، بر اساس تعالیم اسلام، صرف زندگی در یک منطقه خاص، موجب برتری فرد نمی شود، بلکه پایداری اقوام و نژادها، برای معارفه بیشتر انسان هاست: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثَى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ؛ اى مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد؛ (این‌ها ملاک امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!» (62)

نتیجه گیری

مباحثی که در این مقاله به آن ها پرداخته شد و نتایجی که از این مقاله عاید ما می گردد به شرح ذیل می باشد:

1.    الفاظ: کفو، کفاء، کفوء، کفائت در بر دارنده این معانی است: «همتا، هم زی، هم جنس، هم نسب، هم شأن، هم سنگ، هم دوش، برابر و همسر.»

2.    مفهوم «کفو»، امری نسبی و دارای مراتب متعددی است؛ بنابراین باید همتایی دو نفر در جمع بندی همه ملاک ها و با اولویت ارزشی آن ها در نظر گرفته شود.

3.    کفائت شرط در نکاح است و منظور آن است که هر دو مسلمان باشند.

4.    از روایت ائمه معصومین (علیهم السلام) می توان به روشنی دریافت که ایمان و خُلق نیکو، دو گوهر اصیل در انتخاب همسر آینده خواهد بود.

5.    صفات نیک مردان لایق همسری عبارتند از: 1) اقتدار و مدیریت؛ 2) توان گری و تلاش در کسب معاش؛ 3) گشاده دستی و پرهیز از بخل؛ 4) روابط نامناسب والدین؛ 5) ازدیاد حبّ و اظهار دوستی و محبت به زن؛ 6) صیانت از زن، مواظبت و محافظت از او و مدارا با او.

6.    صفات نیک زنان لایق همسری عبارتند از: 1) باروری و خوش زایی؛ 2) اقتصاد و قناعت؛ 3) پایین بودن مقدار مهریه؛ 4) تناسب ظاهری و ویژگی های غیر اکتسابی.

7.    ملاک های ناروا در گزینش همسر عبارتند از: ازدواج با فاسق، شارب الخمر، مرد نادان و نیز زن نادان و یا دیوانه، با زنی که از غیر او فرزند دارد، با بد اخلاق و ازدواج با غیر شیعه دوازده امامی.

پی نوشت ها

1.    بحار الانوار، ج 75، ص 52، ح 367

2.    کفویت در ازدواج، ص 23

3.    العین، ص 1582

4.    التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 10، ص 74

5.    مشکاۀ الانوار فی غرر الاخبار، ج 2، ص 142

6.    کفویت در ازدواج، ص 81

7.    ر.ک جامع المقاصد، ج 12، ص 131

8.    الروضۀ البهیه، ج 3، ص 226

9.    ایضاح الفوائد فی شرح القواعد، ج 3، ص 21

10.    المبسوط، ج 4، ص 178؛ الخلاف، ج 4، ص 271؛ النهایه،  ص 463

11.    مسائل الناصریات، ص 327

12.    مجمع البیان، ج 1، ص 788

13.    کفویت در ازدواج، صص 76 و 77

14.    جواهر الکلام، ج 30، ص 104

15.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 76، ح 1 و 3 و 6

16.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 78، ح 5

17.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 5، ح 2

18.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 61، ح 2

19.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 81، ح 1

20.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 246، ح 1

21.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 246، ح 5

22.    ربیع الابرار، ج 2، ص 237

23.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 299، ح 6

24.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 103، ح 415

25.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 249، ح 6

26.    الکافی، ج 5، ص 88، ح 2

27.    الکافی، ج 5، ص 72، ح 10

28.    تهذیب الاحکام، ج 7، ص 400، ح 1597

29.    من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 408، ح 123

30.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 23، ح 10

31.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 23، ح 9

32.    مستدرک الوسایل، ج 14، ص 254 و 255، ح 2 و 5

33.    حاصل روایت ر.ک معانی الاخبار، ص 144، ح 1

34.    روم، 21

35.    اعراف، 189

36.    اقتباس از کتاب زن در آیینه جلال و جمال، صص 49 و 49

37.    احقاف، 15

38.    لقمان، 14

39.    تحف العقول، رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)، ص 221

40.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 241، ح 6

41.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 54، ح 3

42.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 245، ح 1

43.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 53، ح 2

44.    تهذیب الاحکام، ج 7، ص 404، ح 24

45.    الکافی، ج 5، ص 334

46.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 59، ح 4 و 5

47.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 36

48.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 59

49.    الکافی، ج 7، ص 335، ح 2 و 7

50.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 245، ح 1161

51.    الکافی، ج 7، ص 334

52.    من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 246، ح 1165

53.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 56، ح 1

54.    کفویت در ازدواج، صص 106- 108

55.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 49

56.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 59، ح 8

57.    مستند الشیعه، ج 7، ص 93

58.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 79

59.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 79

60.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 35

61.    وسائل الشیعه، ج 20، ص 81

62.    حجرات، 13

منابع پایانی

1.    قرآن کریم.

2.    ابن اثیر، ابوالحسن علی بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث، نشر مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، قم، 1364ق.

3.    ابن بابویه، محمد بن علی(شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، انتشارات مؤسسه نشر اسلامی، بی چا، قم، بی تا.

4.    ابن شعبه، حسین بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ترجمه صادق حسن زاده، انتشارات موسسه نشر اسلامی، بی چا، قم، 1374ش.

5.    جوادی آملی، عبد الله، زن در آیینه جلال و جمال، انتشارات دار الهدی، چاپ پنجم، بی جا، 1378ش.

6.    زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار، انتشارات مؤسسه اعلمی، چاپ اول، بیروت، 1412ق.

7.    سید مرتضی شریف موسوی، علی بن حسین، مسائل الناصریات، انتشارات رابطۀ الثقافۀ و العلاقات الاسلامیه، بی چا، تهران، 1417ق.

8.    شهید ثانی، زین‌الدین بن علی العاملی، الروضۀ البهیۀ فی شرح اللمعۀ الدمشقیه، انتشارات مجمع الفکر الاسلامی، چاپ اول، قم، 1424ق.

9.    صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، معانی الاخبار، انتشارات مؤسسه النشر الإسلامی، بی چا، قم، 1361ش.

10.    طبرسی، ابو علی الفضل بن الحسن، مجمع البیان، انتشارات ناصرخسرو، چاپ سوم، تهران، 1372ش.

11.    طبرسی، شیخ ابو علی فضل بن حسن، مشکاۀ الانوار فی غرر الاخبار، انتشارات مؤسسه آل بیت (ع) لإحیاء التراث، چاپ اول، قم، 1423ق.

12.    طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، انتشارات مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، قم، 1410ق.

13.    طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی الفقه الامامیه، انتشارات مکتبۀ المرتضویه، چاپ سوم، تهران، 1387ق.

14.    طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه، انتشارات دارالتعارف، چاپ اول، بیروت، 1401ق.

15.    عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، انتشارات مکتبه الاسلامیه، 1339ق.

16.    فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، انتشارات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، بیروت، 1408ق.

17.    کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، انتشارات دارالصعب و دارالتعارف، چاپ چهارم، بیروت، 1401ق.

18.    مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، تهران، 1365ش.

19.    محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، انتشارات مؤسسه آل بیت (ع) لإحیاء التراث، چاپ اول، قم، 1411ق.

20.    مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، انتشارت وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول، بی جا، 1371ش.

21.    مطهّر حلّی، محمد بن حسن (فخر المحققین)، ایضاح الفوائد فی شرح القواعد، انتشارات علمیه، چاپ اول، قم، 1387ق.

22.    نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، انتشارت دار الکتب الاسلامیه، چاپ سوم، تهران، 1367ش.

23.    نراقی، ملا احمد، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، انتشارات مؤسسه آل بیت (ع) لإحیاء التراث، چاپ اول، مشهد، 1419ق.

24.    نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل الشیعه، انتشارات مؤسسه آل البیت لإحیاء الثرات، بی چا، بیروت، 1987م.

25.    هدایتی، علی، کفویت در ازدواج: در قلمرو فقه اسلامی و حقوق ایران، انتشارات مؤسسه بوستان کتاب، چاپ اول، قم، 1389ش.

 

نویسنده: حجه الاسلام حسن مانیان

 

 

اضافه کردن نظر

موسسه یکتا خانه مهر
محلی برای انتخاب همسر طبق موازین شرع و عرف
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این موسسه با دار بودن مجوز رسمی و همچنین  کادری متشکل از کارشناسان و مشاوران روحانی و روانشناس در محیطی سالم و بدور از مشکلات دفاتر همسر یابی بدون مجوز و غیر مجاز ،  در کمال رازداری محلی امن و بدون استرس را برای شما فراهم آورده است  ...

تصاویر

تماس با ما


تلفن :   ۳۳۳۶۷۱۲۹ -  ۳۳۳۷۳۹۶۸  - ۰۹۳۹۳۷۲۰۴۰۸
ساعت مراجعه صبحها ۹/۳۰ الی ۱۳

  • ثبت نام فقط به صورت حضوری

ایمیل : info@yektakhanemehr.ir
آدرس: اصفهان میدان شهدا اول خیابان کاوه جنب بانک قوانین ساختمان قائم طبقه سوم واحد ۶

موقیت جغرافیایی :

 کانال ما در تلگرام : https://t.me/ezdevaj_mehr